الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

312

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

لي مع امرك ماض فيّ حكمك عدل في قضاؤك و لا قوّة لي على الخروج من سلطانك و لا استطيع مجاوزة قدرتك و لا استميل هواك و لا ابلغ رضاك و لا انال ما عندك الّا بطاعتك و بفضل رحمتك الهي اصبحت و امسيت عبدا داخرا لك لا املك لنفسي نفعا و لا ضرّا الّا بك اشهد بذلك على نفسي و اعترف بضعف قوّتي و قلّة حيلتي فانجز لي ما وعدتني و تمّم لي ما آتيتني فانّي عبدك المسكين المستكين الضّعيف الذّليل الحقير المهين الفقير الخائف المستجير . . . » « اى خدايى كه امور هر فرد ناتوان را كفايت مىكنى و بندگان خود را در برابر كارهاى سهمگين نگاه مىدارى . اينك خطاها مرا تنها يافته و همراهى و كمكى ندارم و در برابر خشم تو با وجود اين خطاها ضعيف و ناتوانم و يار و ياورى ندارم و خود را مشرف به خوف ديدار تو مىبينم و كسى نيست كه اين وحشت را بر طرف سازد و هيچ كس نمىتواند در برابر بيم از عذاب تو و آنجا كه تو مرا هراسان كنى بر من ايمنى بخشد و چه كسى مىتواند به من كمك كند وقتى كه تو مرا تنها بگذارى و كيست كه مرا نيرو دهد هنگامى كه تو مرا ناتوان سازى ؟ خداوندا من مىدانم كه براى آفريدگان جز آفريدگار پناهى نيست و بندگان مغلوب را جز تو خداوند غالب كسى ايمنى نمىدهد ، و جز تو خداوندى كه طالب مسئوليتى از بندگان ، كسى بندهء مسئول و مطلوب را كمك نمىكند ، خداوندا تمام اين اسباب ايمنى و توانايى به دست توست و ملجأ و مفرّ همهء بندگان تنها درگاه رحمت توست ، پس بر محمّد و آلش رحمت و درود فرست و من فرارى را به درگاهت پناه ده و حاجتم را برآورده ساز . ( 1 ) خداوندا اگر تو روى عنايتت را از من بگردانى و يا از فضل عظيمت بىبهره سازى و يا از عطاياى رزقت محرومم فرمايى و يا رابطهء لطف خود